استماع
اسم
- استماع
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- اصغاء
- شنوایی
- سامعه
دستور زبانِ Hören
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Hörens
- تلفظ
- [ˈhøːʁən]
همهٔ صورتها
- Hören
- Hörens
- Hören
- Hören
مثالها
Gutes Hören ist eine Voraussetzung für gutes Sprechen.
خوب گوش کردن یک شرط مهم برای خوب حرف زدن است.
Preise, wo einem Hören und Sehen vergeht
قیمتی دارد که کلهٔ آدم سوت می کشد