فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

استماع

تأییدنشده

das Hören اسم

اسم

  • استماعاِستِماعتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اصغاءاِصغاءتأییدنشده
  • شنوایی(sense)تأییدنشده
  • سامعه(sense)تأییدنشده

دستور زبانِ Hören

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Hörens
تلفظ
[ˈhøːʁən]
همهٔ صورت‌ها
  • Hörenحالت نهادی، مفرد
  • Hörensحالت اضافی، مفرد
  • Hörenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Hörenحالت مفعولی مستقیم، مفرد

مثال‌ها

Gutes Hören ist eine Voraussetzung für gutes Sprechen.

خوب گوش کردن یک شرط مهم برای خوب حرف زدن است.

Preise, wo einem Hören und Sehen vergeht

قیمتی دارد که کلهٔ آدم سوت می کشد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Adelpa (de #5172333), cojiluc (fa #7815348), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها