زندانی
zendâni[zen̪.d̪ɒː.níː]
der Häftling
- جمع:
- die Häftlinge
- حالت اضافی:
- des Häftlings
۱Der Häftling wurde vom Gouverneur begnadigt.
محکوم توسط فرماندار بخشوده شد.
اسم
- زندانی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- بازداشتی
دستور زبانِ Häftling
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Häftlings
- جمع
- die Häftlinge
- تلفظ
- [ˈhɛftlɪŋ]
همهٔ صورتها
- Häftling
- Häftlinge
- Häftlings
- Häftlinge
- Häftling
- Häftlingen
- Häftling
- Häftlinge
مثالها
۱Der Häftling wurde vom Gouverneur begnadigt.
محکوم توسط فرماندار بخشوده شد.