فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گروش

der Groschen جمع: die Groschen اسم

اسم

  • گروش(coin)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سکهsekkeسِکه[sekʰʲ.kʰʲe]تأییدنشده

دستور زبانِ Groschen

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Groschens
جمع
die Groschen
تلفظ
[ˈɡʁɔʃn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Groschensحالت اضافی، مفرد

مثال‌ها

die paar Groschen, die er sich abgeschuftet hat

صنار پولی را که به کد یمن به دست آورده

der Groschen fällt langsam

دو زاریش دیر می افتد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها