فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

حد دنباله

der Grenzwert جمع: die Grenzwerte اسم

اسم

  • حد دنباله
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • حدhadd[hæd̪̥(ː)](mathematics: value to which a sequence converges)تأییدنشده
  • حد تابعتأییدنشده

دستور زبانِ Grenzwert

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Grenzwertes, des Grenzwerts
جمع
die Grenzwerte
تلفظ
[ˈɡʁɛnt͡sˌveːɐ̯t]
همهٔ صورت‌ها
  • Grenzwertحالت نهادی، مفرد
  • Grenzwerteحالت نهادی، جمع
  • Grenzwertesحالت اضافی، مفرد
  • Grenzwertsحالت اضافی، مفرد
  • Grenzwerteحالت اضافی، جمع
  • Grenzwertحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Grenzwerteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Grenzwertenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Grenzwertحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Grenzwerteحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Man kann sagen, dass die Analysis die Lehre von den Grenzwerten ist.

می‌توان گفت که آنالیز مطالعهٔ مقادیر حدی است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #1670104), cojiluc (fa #8049452), tatoeba.org
منابع و مجوزها