فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گرافیت

gerâfit[ɡʲe.ɹɒː.fiːt̪ʰ]

der Graphit جمع: die Graphite اسم

اسم

  • گرافیتgerâfit[ɡʲe.ɹɒː.fiːt̪ʰ](form of carbon)(graphite)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کربن خالصکَربُنِ خالِصتأییدنشده

دستور زبانِ Graphit

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Graphits
جمع
die Graphite
تلفظ
[ɡʁaˈfiːt], [ɡʁaˈfɪt]
همهٔ صورت‌ها
  • Graphiteحالت نهادی، جمع
  • Graphitsحالت اضافی، مفرد
  • Graphiteحالت اضافی، جمع
  • Graphitenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Graphiteحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها