گراف
der/das Graph جمع: die Graphen, die Graphe اسم
اسم
- گراف(graph of a function)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- نمودارnemudârنِمودار[næ.muː.d̪ɒ́ːɹ][ne.muː.d̪ɒ́ːɹ][no.muː.d̪ɒ́ːɹ](graph of a function)(graph)تأییدنشده
دستور زبانِ Graph
اسم
- جنس دستوری
- der/das (مذکر، خنثی)
- حالت اضافی
- des Graphen, des Graphs
- جمع
- die Graphen, die Graphe
- تلفظ
- [ɡʁaːf]
همهٔ صورتها
- Graphحالت نهادی، مفرد
- Graphenحالت نهادی، جمع
- Graphenحالت اضافی، مفرد
- Graphenحالت اضافی، جمع
- Graphenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Graphenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Graphenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
- Graphenحالت مفعولی مستقیم، جمع
- Grapheحالت نهادی، جمع
- Graphsحالت اضافی، مفرد
- Grapheحالت اضافی، جمع
- Graphحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Graphحالت مفعولی مستقیم، مفرد
- Grapheحالت مفعولی مستقیم، جمع
مثالها
In der Mathematik ist ein Köcher ein gerichteter Graph.
در ریاضیات یک کوئیور یک گراف جهتدار است.
منابع و ارجاعها
- ۱: MUIRIEL (de #367102), cojiluc (fa #9387202), tatoeba.org
منابع و مجوزها