فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دیوارنگاری

تأییدنشده

das Graffiti جمع: die Graffitis اسم

اسم

  • دیوارنگاریتأییدنشده

دستور زبانِ Graffiti

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Graffitis, des Graffiti
جمع
die Graffitis
تلفظ
[ɡʁaˈfiːti], [ɡʁaˈfɪti]
همهٔ صورت‌ها
  • Graffitisحالت نهادی، جمع
  • Graffitisحالت اضافی، مفرد
  • Graffitisحالت اضافی، جمع
  • Graffitisحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Graffitisحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Die Mauer ist voll von Graffiti.

دیوار پر از گرافیتی است.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1088747), cojiluc (fa #8231870), tatoeba.org
منابع و مجوزها