فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قارچ اسبی

تأییدنشده

der Grünling جمع: die Grünlinge اسم

اسم

  • قارچ اسبیتأییدنشده

دستور زبانِ Grünling

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Grünlings
جمع
die Grünlinge
تلفظ
[ˈɡʁyːnlɪŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Grünlingحالت نهادی، مفرد
  • Grünlingeحالت نهادی، جمع
  • Grünlingsحالت اضافی، مفرد
  • Grünlingeحالت اضافی، جمع
  • Grünlingحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Grünlingenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Grünlingحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Grünlingeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها