خدا
xodâ[xo.d̪ɒ́ː]
der Gott
- جمع:
- die Götter
- حالت اضافی:
- des Gottes, des Gotts
۱Fürchte Gott!
از خدا بترس.
اسم
- خدا
- خداوند
- ایزد
- الله
- بغ
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- لابداء و لایزال
- یزدان
اسم خاص
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- اهورا
دستور زبانِ Gott
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Gottes, des Gotts
- جمع
- die Götter
- تلفظ
- [ɡɔt]
همهٔ صورتها
- Gott
- Götter
- Gottes
- Gotts
- Götter
- Gott
- Gotte
- Göttern
- Gott
- Götter
اسم خاص
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Gottes, des Gotts
همهٔ صورتها
- Gottes
- Gotts
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
۲Katzen jagen keine Mäuse, um Gott zu gefallen.
گربهها برای رضای خدا موش نمیگیرند.
۳Gott lässt sich überall finden.
خدا همه جاست.
۴Im Gegensatz zu Gott ist der Mensch nicht fehlerlos.
بر خلاف خدا، بشر مبری از اشتباه نیست.
۵Der Mensch denkt, und Gott lenkt.
خدا تصمیم گیرنده اصلی است.
۶Gott hat es verboten!
خدا آن را ممنوع کرده است.
۷Ein einziger Gott, aber zahlreiche Religionen.
یک خدای یکتا، اما ادیان متعدد.
۸Gott schütze die Königin.
خدا ملکه را حفظ کند.
۹Gott hat Zähne gegeben, Gott wird auch Brot geben.
خدایی که دندان داد، نان هم خواهد داد.
۱۰Der Mensch denkt, Gott lenkt.
از تو حرکت از خدا برکت.
۱۱Gott hat die Zeit geschaffen, der Teufel den Kalender.
خدا زمان را آفرید، شیطان تقویم را.