فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دائرهٔ زنگی

تأییدنشده

das Glockenspiel جمع: die Glockenspiele اسم

اسم

  • دائرهٔ زنگیدائِرهٔ زَنگیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گلوکن اشپیلتأییدنشده

دستور زبانِ Glockenspiel

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Glockenspiels
جمع
die Glockenspiele
تلفظ
[ˈɡlɔkŋ̩ˌʃpiːl]
همهٔ صورت‌ها
  • Glockenspieleحالت نهادی، جمع
  • Glockenspielsحالت اضافی، مفرد
  • Glockenspieleحالت اضافی، جمع
  • Glockenspielenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Glockenspieleحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

mit Quasten besetztes Glockenspiel

دائرهٔ زنگی منگوله بسته

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها