فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ریل

das Gleis جمع: die Gleise اسم

اسم

  • ریلرِیل(metal bar)proscribed، عامیانه
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • خط آهنخَطِ آهَنتأییدنشده
  • ریل راه‌آهنتأییدنشده
  • راه‌آهنrâh-âhanراه آهَن[ɹɒːɦ.ʔɒː.ɦǽn](railway)تأییدنشده

دستور زبانِ Gleis

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Gleises
جمع
die Gleise
تلفظ
[ɡlaɪ̯s]
همهٔ صورت‌ها
  • Gleiseحالت نهادی، جمع
  • Gleisesحالت اضافی، مفرد
  • Gleiseحالت اضافی، جمع
  • Gleiseحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Gleisenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Gleiseحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

der Zug dröhnt über die Gleise

قطار بر فراز خطوط می غرد

منابع و ارجاع‌ها