ریل
das Gleis جمع: die Gleise اسم
اسم
- ریلرِیل(metal bar)proscribed، عامیانه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- خط آهنخَطِ آهَنتأییدنشده
- ریل راهآهنتأییدنشده
- راهآهنrâh-âhanراه آهَن[ɹɒːɦ.ʔɒː.ɦǽn](railway)تأییدنشده
دستور زبانِ Gleis
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Gleises
- جمع
- die Gleise
- تلفظ
- [ɡlaɪ̯s]
همهٔ صورتها
- Gleiseحالت نهادی، جمع
- Gleisesحالت اضافی، مفرد
- Gleiseحالت اضافی، جمع
- Gleiseحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Gleisenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Gleiseحالت مفعولی مستقیم، جمع
مثالها
der Zug dröhnt über die Gleise
قطار بر فراز خطوط می غرد
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها