فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

طاسی

die Glatze جمع: die Glatzen اسم

اسم

  • طاسی
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تاسیتأییدنشده
  • کچلیکَچَلیتأییدنشده
  • تاسtāsتأییدنشده

دستور زبانِ Glatze

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Glatze
جمع
die Glatzen
تلفظ
[ˈɡlat͡sə]
همهٔ صورت‌ها
  • Glatzenحالت نهادی، جمع
  • Glatzenحالت اضافی، جمع
  • Glatzenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Glatzenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Eine Glatze zu haben, hat wenigstens einen Vorteil - man spart viel Shampoo.

تاس بودن لااقل یک فایده دارد—صرفه‌جویی زیادی در شامپو می‌کنید.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #570168), ghasemkiani (fa #809577), tatoeba.org
منابع و مجوزها