فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

برفباران

تأییدنشده

das Glatteis اسم

اسم

  • برفباران(glaze ice formed by freezing rain)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • یخ شفافتأییدنشده

دستور زبانِ Glatteis

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Glatteises
تلفظ
[ˈɡlatˌʔaɪ̯s]
همهٔ صورت‌ها
  • Glatteisesحالت اضافی، مفرد

مثال‌ها

jem. auf's Glatteis führen

کلاه سر کسی گذاشتن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها