فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خرده شیشه

تأییدنشده

der Glassplitter جمع: die Glassplitter اسم

اسم

  • خرده شیشهخُرده شیشهتأییدنشده

دستور زبانِ Glassplitter

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Glassplitters
جمع
die Glassplitter
تلفظ
[ˈɡlaːsˌʃplɪtɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Glassplittersحالت اضافی، مفرد
  • Glassplitternحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها