قله
ġolle[qol.lé]
اسم
- قله
- چکاد
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- ستیغ
- سر کوه
- بالا
- اجلاس سران
- جرگه بزرگ
دستور زبانِ Gipfel
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Gipfels
- جمع
- die Gipfel
- تلفظ
- [ˈɡɪp͡fl̩]
همهٔ صورتها
- Gipfels
- Gipfeln
مثالها
Der Bergsteiger brach zum Gipfel auf.
کوهنورد به طرف قله حرکت کرد.
der Gipfel der Kälte ist überschritten
اوج سرما به پایان رسید