فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گیربکس

das Getriebe جمع: die Getriebe اسم

اسم

  • گیربکسگیربُکس(train of gears)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • چرخدندهچَرخِ دَندهتأییدنشده
  • انتقال قدرتتأییدنشده
  • جو دندهجَوِ دَندهتأییدنشده

دستور زبانِ Getriebe

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Getriebes
جمع
die Getriebe
تلفظ
[ɡəˈtʁiːbə]
همهٔ صورت‌ها
  • Getriebesحالت اضافی، مفرد
  • Getriebenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

er ist nur ein kleines Rädchen im Getriebe

او مهرهٔ ناچیز بیش نیست

das Getriebe lässt grüssen

آبمیوگی نکن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها