فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

گند

تأییدنشده

gond

der Gestank اسم

اسم

  • گندgond(a strong foul smell, a stink)تأییدنشده

دستور زبانِ Gestank

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Gestanks, des Gestankes
تلفظ
[ɡəˈʃtaŋk]
همهٔ صورت‌ها
  • Gestanksحالت اضافی، مفرد
  • Gestankesحالت اضافی، مفرد
  • Gestankeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد

مثال‌ها

Halt dir die Nase zu, damit du den Gestank nicht riechst.

دماغت را بگیر تا بوی گند را حس نکنی.

Ich finde diesen Gestank widerlich.

این بو حالم را به هم می‌زند.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Zaghawa (de #2215991), cojiluc (fa #8431224), tatoeba.org
  2. ۲: al_ex_an_der (de #1031207), ghasemkiani (fa #739832), tatoeba.org
منابع و مجوزها