فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ظرف

تأییدنشده

zarf[zæɹf]

das Geschirr جمع: die Geschirre اسم

اسم

  • ظرفzarfظَرف[zæɹf]تأییدنشده

دستور زبانِ Geschirr

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Geschirres, des Geschirrs
جمع
die Geschirre
تلفظ
[ɡəˈʃɪʁ]
همهٔ صورت‌ها
  • Geschirrحالت نهادی، مفرد
  • Geschirreحالت نهادی، جمع
  • Geschirresحالت اضافی، مفرد
  • Geschirrsحالت اضافی، مفرد
  • Geschirreحالت اضافی، جمع
  • Geschirrحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Geschirreحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Geschirrenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Geschirrحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Geschirreحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Jedes Mal, wenn sie Geschirr spült, zerbricht sie ein Teil.

هروقت ظرف میشورد یکی از ظرف ها را میشکند.

das Geschirr ist angeschlagen

لعاب ظرف ترکیده است

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Zaghawa (de #1863249), Suroosh (fa #11841047), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها