فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کلیت

تأییدنشده

die Gesamtheit جمع: die Gesamtheiten اسم

اسم

  • کلیتکُلیّتتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • قاطبهقاطِبهتأییدنشده

دستور زبانِ Gesamtheit

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Gesamtheit
جمع
die Gesamtheiten
تلفظ
[ɡəˈzamthaɪ̯t]
همهٔ صورت‌ها
  • Gesamtheitenحالت نهادی، جمع
  • Gesamtheitenحالت اضافی، جمع
  • Gesamtheitenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Gesamtheitenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Um Freude in ihrer Gesamtheit zu erfahren, muss man sie mit jemandem teilen.

برای گرفتن ارزش واقعی شادی، باید آن را با کسی تقسیم کنید.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Peanutfan (de #989740), cojiluc (fa #7527101), tatoeba.org
منابع و مجوزها