فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

لذت

lezzat[lez.zǽt̪ʰ]

der Genuss جمع: die Genüsse اسم

اسم

  • لذتlezzatلِذَت[lez.zǽt̪ʰ](the condition of enjoying anything)(a state of being pleased)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تمتعتَمَتُعتأییدنشده
  • حظحَظتأییدنشده
  • خشنودیخُشنودی(the condition of enjoying anything)تأییدنشده

دستور زبانِ Genuss

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Genusses
جمع
die Genüsse
تلفظ
[ɡəˈnʊs]
همهٔ صورت‌ها
  • Genüsseحالت نهادی، جمع
  • Genussesحالت اضافی، مفرد
  • Genüsseحالت اضافی، جمع
  • Genusseحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Genüssenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Genüsseحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

Das Schwimmen im Fluss war mir ein Genuss.

شنا در رودخانه برای من یک لذت است.

den Genuss von jem. stören

لذت کسی را مخدوش کردن

der Geruch des Essens war der reinste Genuss

بوی غذا بسیار شامه نواز می شد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: al_ex_an_der (de #2439086), cojiluc (fa #7724520), tatoeba.org
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها