فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

ژنوم

das Genom جمع: die Genome اسم

اسم

  • ژنوم(complete genetic information of an organism)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کروموزومتأییدنشده

دستور زبانِ Genom

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Genoms
جمع
die Genome
تلفظ
[ɡeˈnoːm]
همهٔ صورت‌ها
  • Genomeحالت نهادی، جمع
  • Genomsحالت اضافی، مفرد
  • Genomeحالت اضافی، جمع
  • Genomenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Genomeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها