فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خونریزی مغزی

تأییدنشده

der Gehirnschlag جمع: die Gehirnschläge اسم

اسم

  • خونریزی مغزیخونریزی مَغزیتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سکتهٔ مغزیسِکتهٔ مَغزیتأییدنشده

دستور زبانِ Gehirnschlag

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Gehirnschlages, des Gehirnschlags
جمع
die Gehirnschläge
تلفظ
[ɡəˈhɪʁnˌʃlaːk]
همهٔ صورت‌ها
  • Gehirnschlagحالت نهادی، مفرد
  • Gehirnschlägeحالت نهادی، جمع
  • Gehirnschlagesحالت اضافی، مفرد
  • Gehirnschlagsحالت اضافی، مفرد
  • Gehirnschlägeحالت اضافی، جمع
  • Gehirnschlagحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Gehirnschlageحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Gehirnschlägenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Gehirnschlagحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Gehirnschlägeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها