خونریزی مغزی
تأییدنشده
der Gehirnschlag جمع: die Gehirnschläge اسم
اسم
- خونریزی مغزیخونریزی مَغزیتأییدنشده
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- سکتهٔ مغزیسِکتهٔ مَغزیتأییدنشده
دستور زبانِ Gehirnschlag
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Gehirnschlages, des Gehirnschlags
- جمع
- die Gehirnschläge
- تلفظ
- [ɡəˈhɪʁnˌʃlaːk]
همهٔ صورتها
- Gehirnschlagحالت نهادی، مفرد
- Gehirnschlägeحالت نهادی، جمع
- Gehirnschlagesحالت اضافی، مفرد
- Gehirnschlagsحالت اضافی، مفرد
- Gehirnschlägeحالت اضافی، جمع
- Gehirnschlagحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Gehirnschlageحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Gehirnschlägenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Gehirnschlagحالت مفعولی مستقیم، مفرد
- Gehirnschlägeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاعها