فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

رقیب

تأییدنشده

raġib[ɹæ.ʁíːb̥]

der Gegenspieler جمع: die Gegenspieler اسم

اسم

  • رقیبraġibرَقیب[ɹæ.ʁíːb̥](opponent)تأییدنشده

دستور زبانِ Gegenspieler

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Gegenspielers
جمع
die Gegenspieler
تلفظ
[ˈɡeːɡn̩ʃpiːlɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Gegenspielerحالت نهادی، مفرد
  • Gegenspielerحالت نهادی، جمع
  • Gegenspielersحالت اضافی، مفرد
  • Gegenspielerحالت اضافی، جمع
  • Gegenspielerحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Gegenspielernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Gegenspielerحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Gegenspielerحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها