شکیبائی
šakibâ'i
اسم
- شکیبائی
- صبر
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- حوصله
- صبر و شکیبائی
دستور زبانِ Geduld
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Geduld
- تلفظ
- [ɡəˈdʊlt]
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Geduld öffnet die Augen.
صبر چشمها را باز میکند.
Die Arbeit erfordert Geduld.
کار صبر میطلبد.
Geduld ist die Fähigkeit, die dann, wenn man sie am meisten braucht, erschöpft ist.
صبر قابلیتی است که هنگامی که به آن بیشتر احتیاج است، تحلیل میرود.
Ein guter Lehrer muss mit seinen Schülern Geduld haben.
یک معلم خوب باید با دانشآموزانش شکیبایی داشته باشد.
Geduld ist das größte Gebet.
صبر بزرگترین دعا است.
Humor und Geduld sind Kamele, die uns durch jede Wüste tragen.
شوخ طبعی و صبر دو شتر هستند که ما را در هر بیابانی حمل میکنند.
Geduld ist ein Pflaster für alle Wunden.
صبر یک مرحم برای همهٔ زخمهاست.
Geduld ist bei einem Lehrer von entscheidender Wichtigkeit.
صبر برای یک معلم اهمیت تعیین کننده دارد.
Geduld ist die Hauptsache bei einem Lehrer.
صبر برای یک معلم اساسی است.
Ein guter Lehrer sollte seine Schüler mit Geduld behandeln.
یک معلم خوب باید با دانشآموزانش با صبر رفتار کند.