فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دورآگاهی

تأییدنشده

das Gedankenlesen اسم

اسم

  • دورآگاهی(communication by psychic means)تأییدنشده

دستور زبانِ Gedankenlesen

اسم

جمع ذکر نشده است

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Gedankenlesens
تلفظ
[ɡəˈdaŋkn̩ˌleːzn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Gedankenlesenحالت نهادی، مفرد
  • Gedankenlesensحالت اضافی، مفرد
  • Gedankenlesenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Gedankenlesenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
منابع و ارجاع‌ها