فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

به تصرف یا مالکیت خود درآوردن

تأییدنشده

der Gedankengang جمع: die Gedankengänge اسم

اسم

  • به تصرف یا مالکیت خود درآوردن(Abfolge der Gedanken)تأییدنشده

دستور زبانِ Gedankengang

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Gedankenganges, des Gedankengangs
جمع
die Gedankengänge
تلفظ
[ɡəˈdaŋkn̩ˌɡaŋ]
همهٔ صورت‌ها
  • Gedankengängeحالت نهادی، جمع
  • Gedankengangesحالت اضافی، مفرد
  • Gedankengangsحالت اضافی، مفرد
  • Gedankengängeحالت اضافی، جمع
  • Gedankengangeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Gedankengängenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Gedankengängeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها