فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فرمان

farmân[fæɹ.mɒ́ːn]

das Gebot جمع: die Gebote اسم

اسم

  • فرمانfarmânفَرمان[fæɹ.mɒ́ːn](a command or edict)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • دو زن داریدو زَن داری(offer at an auction)تأییدنشده
  • حکمhokm, hakam, hekamحُکم[hokʰʲm][hæ.kʰʲǽm][he.kʰʲǽm]تأییدنشده
  • شریعتšari'atشَریعَت[ʃæ.ɹiː.ʔǽt̪ʰ]تأییدنشده

دستور زبانِ Gebot

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Gebots, des Gebotes
جمع
die Gebote
تلفظ
[ɡəˈboːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Geboteحالت نهادی، جمع
  • Gebotsحالت اضافی، مفرد
  • Gebotesحالت اضافی، مفرد
  • Geboteحالت اضافی، جمع
  • Geboteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Gebotenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Geboteحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

sich gegen die Gebote Gottes versündigen

از دستورات خدا تخطی کردن

die Gebote nicht beachten

دستورات را زیر پا گذاشتن

das Gesetz ist eine Anzahl von Geboten und Verboten

شریعت تعدادی امر و نهی میباشد

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
  3. ۳: farhang von ckh
منابع و مجوزها