نخ
nax[næx]
das Garn جمع: die Garne اسم
اسم
- نخnaxنَخ[næx](fiber strand for knitting or weaving)(long, thin and flexible form of material)
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- سرنخsarnaxسَرنَخ[sæɹ.nǽx]تأییدنشده
- شبکهšabakeشَبَکه[ʃæ.bæ.kʰʲé]تأییدنشده
- خیط(fiber strand for knitting or weaving)تأییدنشده
- کاموا(fiber strand for knitting or weaving)تأییدنشده
دستور زبانِ Garn
اسم
- جنس دستوری
- das (خنثی)
- حالت اضافی
- des Garns, des Garnes
- جمع
- die Garne
- تلفظ
- [ɡaʁn]
همهٔ صورتها
- Garneحالت نهادی، جمع
- Garnsحالت اضافی، مفرد
- Garnesحالت اضافی، مفرد
- Garneحالت اضافی، جمع
- Garneحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
- Garnenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
- Garneحالت مفعولی مستقیم، جمع
مثالها
jem. ins Garn locken
کسی را توی هچل انداختن
منابع و ارجاعها
- ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها