فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

نخ

nax[næx]

das Garn جمع: die Garne اسم

اسم

  • نخnaxنَخ[næx](fiber strand for knitting or weaving)(long, thin and flexible form of material)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سرنخsarnaxسَرنَخ[sæɹ.nǽx]تأییدنشده
  • شبکهšabakeشَبَکه[ʃæ.bæ.kʰʲé]تأییدنشده
  • خیط(fiber strand for knitting or weaving)تأییدنشده
  • کاموا(fiber strand for knitting or weaving)تأییدنشده

دستور زبانِ Garn

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Garns, des Garnes
جمع
die Garne
تلفظ
[ɡaʁn]
همهٔ صورت‌ها
  • Garneحالت نهادی، جمع
  • Garnsحالت اضافی، مفرد
  • Garnesحالت اضافی، مفرد
  • Garneحالت اضافی، جمع
  • Garneحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Garnenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Garneحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

jem. ins Garn locken

کسی را توی هچل انداختن

منابع و ارجاع‌ها