فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

باغبان

bâġbân[bɒːɢ.bɒ́ːn]

der Gärtner جمع: die Gärtner اسم

اسم

  • باغبانbâġbân[bɒːɢ.bɒ́ːn](one who gardens)(gardener)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • گلکارگُلکارتأییدنشده

دستور زبانِ Gärtner

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Gärtners
جمع
die Gärtner
تلفظ
[ˈɡɛʁtnɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Gärtnerحالت نهادی، مفرد
  • Gärtnerحالت نهادی، جمع
  • Gärtnersحالت اضافی، مفرد
  • Gärtnerحالت اضافی، جمع
  • Gärtnerحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Gärtnernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Gärtnerحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Gärtnerحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Regenwürmer sind die besten Freunde eines Gärtners.

کرمهای خاکی بهترین دوستان یک باغبان هستند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: mhr (de #12873548), cojiluc (fa #13079491), tatoeba.org
منابع و مجوزها