فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

جرقه

تأییدنشده

jaraġġe[d͡ʒæ.ɹæʁ.ɢé]

der/das Funken جمع: die Funken اسم

اسم

  • جرقهjaraġġeجَرَقه[d͡ʒæ.ɹæʁ.ɢé]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • اخگرaxgar[ʔæx.ɡʲǽɹ]تأییدنشده

دستور زبانِ Funken

اسم

جنس دستوری
der/das (مذکر، خنثی)
حالت اضافی
des Funkens
جمع
die Funken
تلفظ
[ˈfʊŋkn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Funkensحالت اضافی، مفرد

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

wenn du nur einen Funken Grips hast

اگر یک جو شعور هم داری

Er schlug einen Funken aus dem Feuerstein.

او با سنگ چخماغ جرقه زد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: carlosalberto (de #11032963), cojiluc (fa #13127150), tatoeba.org
منابع و مجوزها