فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فوگ

fug[fuːɡʲ̥]

die Fuge جمع: die Fugen اسم

اسم

  • فوگfug[fuːɡʲ̥](piece of music)(fugue)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • درزdarzدَرز[d̪æɹz]تأییدنشده
  • بندگاهبَندگاهتأییدنشده

دستور زبانِ Fuge

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Fuge
جمع
die Fugen
تلفظ
[ˈfuːɡə]
همهٔ صورت‌ها
  • Fugenحالت نهادی، جمع
  • Fugenحالت اضافی، جمع
  • Fugenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Fugenحالت مفعولی مستقیم، جمع

عبارت‌ها و اصطلاح‌ها

مثال‌ها

die Welt ist aus den Fugen geraten

دنیا کن فیکون شده

aus den Fugen geraten

از ترتیب افتادن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
  2. ۲: farhang von ckh
منابع و مجوزها