فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

تأثیر

تأییدنشده

ta'sir[t̪ʰæʔ.síːɹ]

die Fuchtel جمع: die Fuchteln اسم

اسم

  • تأثیرta'sir[t̪ʰæʔ.síːɹ]تأییدنشده

دستور زبانِ Fuchtel

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Fuchtel
جمع
die Fuchteln
تلفظ
[ˈfʊxtl̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Fuchtelnحالت نهادی، جمع
  • Fuchtelnحالت اضافی، جمع
  • Fuchtelnحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Fuchtelnحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

unter der Fuchtel von jem. stehen

ریش ما دست اونه

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها