روباه
rubâh[ɹuː.bɒːʱ]
اسم
- روباه
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- شیده
- فریبکار
- نیرنگباز
دستور زبانِ Fuchs
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Fuchses
- جمع
- die Füchse
- تلفظ
- [fʊks]
همهٔ صورتها
- Füchse
- Fuchses
- Füchse
- Fuchse
- Füchsen
- Füchse
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Der Wolf schützt das Schaf vor dem Fuchs, damit er es selber fressen kann.
گرگ از گوسفند جلوی روباه حفاظت میکند، تا بتواند خودش آن را بخورد.
Wir haben eine Falle aufgestellt, um einen Fuchs zu fangen.
ما یک تله گذاشتیم تا یک روباه را بگیریم.
Ein Fuchs in der Freiheit ist besser als ein gefangener Löwe.
یک روباه در آزادی بهتر از یک شیر زندانی است.
Der Fuchs kann seinen Schwanz nicht verbergen.
روباه نمیتواند دم خود را پنهان کند.
Der Fuchs, der die Trauben nicht erreichte, behauptet nun, sie seien sauer.
روباهی که نتوانست به انگورها برسد، اکنون ادعا میکند آنها ترش بودند.
Der Fuchs nutzt die Maske des Tigers.
روبهان از نقاب ببران استفاده میکند.
Jeder Fuchs lobt seinen Schwanz.
هر روباهی عاشق دمش است.
Alte Füchse gehen schwer in die Falle.
روباه پیر به سختی در دام میافتد.
Der Fuchs tappt nicht zweimal in dieselbe Falle.
روباه در یک تله دو بار گیر نمیافتد.
Der Fuchs tappt nicht zweimal in dieselbe Falle.
عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود.