فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کفپوش

تأییدنشده

der Fußboden جمع: die Fußböden اسم

اسم

  • کفپوشتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • کفkafکَف[kʰʲæf](floor)(bottom part of a room)تأییدنشده
  • کف اطاقکَفِ اُطاقتأییدنشده

دستور زبانِ Fußboden

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Fußbodens
جمع
die Fußböden
تلفظ
[ˈfuːsˌboːdn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Fußbodenحالت نهادی، مفرد
  • Fußbödenحالت نهادی، جمع
  • Fußbodensحالت اضافی، مفرد
  • Fußbödenحالت اضافی، جمع
  • Fußbodenحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Fußbödenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Fußbodenحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Fußbödenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Ich habe sofort die Polizei gerufen, als ich seine Leiche auf dem Fußboden sah.

من با پلیس تماس گرفتم، به محض اینکه جسدش را در کف اتاق دیدم.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Pfirsichbaeumchen (de #11935233), mahdiye (fa #1020349), tatoeba.org
منابع و مجوزها