فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

دلخوری

تأییدنشده

die Frustration جمع: die Frustrationen اسم

اسم

  • دلخوریدِلخوریتأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سرخوردگیسَرخوردِگیتأییدنشده
  • ناکامیnâkâmi[nɒː.kʰɒː.míː]تأییدنشده
  • یأسya'sیَأس[jæʔs]تأییدنشده
  • خودباختگیخودباختِگیتأییدنشده

دستور زبانِ Frustration

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Frustration
جمع
die Frustrationen
تلفظ
[fʁʊstʁaˈt͡si̯oːn]
همهٔ صورت‌ها
  • Frustrationenحالت نهادی، جمع
  • Frustrationenحالت اضافی، جمع
  • Frustrationenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Frustrationenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

seine Frustration rauslassen

دق دلی خودرا سر کسی خالی کردن

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: farhang von ckh
منابع و مجوزها