فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

هسر

تأییدنشده

hasar[hæʔ.sæɹ]

der Frost جمع: die Fröste اسم

اسم

  • هسرhasar[hæʔ.sæɹ]تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • سرمای یخبندانسَرمایِ یَخبَندانتأییدنشده
  • سرماsarmâسَرما[sæɹ.mɒ́ː](cold weather that would cause frost)تأییدنشده
  • یخبندان(cold weather that would cause frost)تأییدنشده

دستور زبانِ Frost

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Frosts, des Frostes
جمع
die Fröste
تلفظ
[fʁɔst]
همهٔ صورت‌ها
  • Frösteحالت نهادی، جمع
  • Frostsحالت اضافی، مفرد
  • Frostesحالت اضافی، مفرد
  • Frösteحالت اضافی، جمع
  • Frosteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Fröstenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Frösteحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Nächste Woche gibt es vielleicht Frost.

ممکن است هفته دیگر یخ بندان باشد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

Nächste Woche wird es vielleicht Frost geben.

ممکن است هفته دیگر یخ بندان باشد.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Zaghawa (de #2755551), kuarash (fa #3841996), tatoeba.org
  2. ۲: kroko (de #200), kuarash (fa #3841996), tatoeba.org
منابع و مجوزها