فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

درایو فرکانس‌متغیر

تأییدنشده

der Frequenzumrichter جمع: die Frequenzumrichter اسم

اسم

  • درایو فرکانس‌متغیرتأییدنشده

دستور زبانِ Frequenzumrichter

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Frequenzumrichters
جمع
die Frequenzumrichter
تلفظ
[fʁeˈkvɛnt͡sʔʊmˌʁɪçtɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Frequenzumrichterحالت نهادی، مفرد
  • Frequenzumrichterحالت نهادی، جمع
  • Frequenzumrichtersحالت اضافی، مفرد
  • Frequenzumrichterحالت اضافی، جمع
  • Frequenzumrichterحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Frequenzumrichternحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Frequenzumrichterحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Frequenzumrichterحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها