فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

فرکانس

die Frequenz جمع: die Frequenzen اسم

اسم

  • فرکانسفرِکانس(number of occurrences divided by time)
  • بسامد(rate of occurrence of anything)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نوسانnavasânنَوَسان[næ.væ.sɒ́ːn]تأییدنشده

دستور زبانِ Frequenz

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Frequenz
جمع
die Frequenzen
تلفظ
[fʁeˈkvɛnt͡s]
همهٔ صورت‌ها
  • Frequenzenحالت نهادی، جمع
  • Frequenzenحالت اضافی، جمع
  • Frequenzenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Frequenzenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Frequenz der vorkommenden Begriffe

واژه نما و بسآمد نویسی

منابع و ارجاع‌ها