فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

اوقات فراغت

die Freizeit جمع: die Freizeiten اسم

اسم

  • اوقات فراغت(time when one is not working)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • تعطیلاتta'tilâtتَعطیلاتتأییدنشده
  • تفریحtafrihتَفریح[t̪ʰæf.ɹíːʰ]تأییدنشده

دستور زبانِ Freizeit

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Freizeit
جمع
die Freizeiten
تلفظ
[ˈfʁaɪ̯ˌt͡saɪ̯t]
همهٔ صورت‌ها
  • Freizeitenحالت نهادی، جمع
  • Freizeitenحالت اضافی، جمع
  • Freizeitenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Freizeitenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Tom verbringt den Großteil seiner Freizeit mit Gitarrenübungen.

تام اکثر اوقات فراغت خود را با تمرین گیتار سپری می‌کند.

In meiner Freizeit lese ich Bücher.

در اوقات فراغتم کتاب می‌خوانم.

In meiner Freizeit lese ich Bücher.

در وقت‌های آزادم کتاب می‌خوانم.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #4830609), cojiluc (fa #7779407), tatoeba.org
  2. ۲: GaryGaryGary (de #9804068), cojiluc (fa #9859982), tatoeba.org
  3. ۳: GaryGaryGary (de #9804068), cojiluc (fa #9859984), tatoeba.org
منابع و مجوزها