اوقات فراغت
اسم
- اوقات فراغت
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- تعطیلات
- تفریح
دستور زبانِ Freizeit
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Freizeit
- جمع
- die Freizeiten
- تلفظ
- [ˈfʁaɪ̯ˌt͡saɪ̯t]
همهٔ صورتها
- Freizeiten
- Freizeiten
- Freizeiten
- Freizeiten
مثالها
Tom verbringt den Großteil seiner Freizeit mit Gitarrenübungen.
تام اکثر اوقات فراغت خود را با تمرین گیتار سپری میکند.
In meiner Freizeit lese ich Bücher.
در اوقات فراغتم کتاب میخوانم.
In meiner Freizeit lese ich Bücher.
در وقتهای آزادم کتاب میخوانم.