فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خودکشی

xod-koši[xod̪.kʰo.ʃiː]

der Freitod جمع: die Freitode اسم

اسم

  • خودکشیxod-košiخودکُشی[xod̪.kʰo.ʃiː](instance of killing oneself)euphemistic
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • انتحارentehârاِنتِحار[ʔen̪.t̪ʰe.ɦɒ́ːɹ](instance of killing oneself)euphemistic، رسمیتأییدنشده

دستور زبانِ Freitod

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Freitods, des Freitodes
جمع
die Freitode
تلفظ
[ˈfʁaɪ̯ˌtoːt]
همهٔ صورت‌ها
  • Freitodeحالت نهادی، جمع
  • Freitodsحالت اضافی، مفرد
  • Freitodesحالت اضافی، مفرد
  • Freitodeحالت اضافی، جمع
  • Freitodeحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Freitodenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Freitodeحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها