فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

خواستگار

تأییدنشده

xâstegâr[xɒːs.t̪ʰe.ɡɒ́ːɹ]

der Freier جمع: die Freier, die Freie, die Freien اسم

اسم

  • خواستگارxâstegârخواستِگار[xɒːs.t̪ʰe.ɡɒ́ːɹ]تأییدنشده

دستور زبانِ Freier

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Freiers, des Freien
جمع
die Freier, die Freie, die Freien
تلفظ
[ˈfʁaɪ̯ɐ]
همهٔ صورت‌ها
  • Freiersحالت اضافی، مفرد
  • Freiernحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Freieحالت نهادی، جمع
  • Freienحالت اضافی، مفرد
  • Freiemحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Freienحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Freienحالت مفعولی مستقیم، مفرد
  • Freieحالت مفعولی مستقیم، جمع
  • Freieحالت نهادی، مفرد
  • Freienحالت نهادی، جمع
  • Freienحالت اضافی، جمع
  • Freienحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Freienحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Unsicher, welchen Freier sie heiraten wollte, schwankte die Prinzessin und nannte einmal den einen, einmal den anderen.

نا مطمئن از اینکه با کدام خواستگار می‌خواهد ازدواج کند، شاهدخت با دودلی گفت الآن این، الآن آن.

ترجمهٔ غیرمستقیم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: MUIRIEL (de #751), cojiluc (fa #7830116), tatoeba.org
منابع و مجوزها