فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

شکستگی

šekastegi[ʃe.kʰʲæs.t̪ʰe.ɡʲíː]

die Fraktur جمع: die Frakturen اسم

اسم

  • شکستگیšekastegiشِکَستِگی[ʃe.kʰʲæs.t̪ʰe.ɡʲíː](fracture)(Bruch)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • شکستšekastشِکَست[ʃe.kʰʲǽst̪ʰ]((medicine) a break in a bone or cartilage)(fracture)تأییدنشده
  • فراکتورتأییدنشده

دستور زبانِ Fraktur

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Fraktur
جمع
die Frakturen
تلفظ
[fʁakˈtuːɐ̯]
همهٔ صورت‌ها
  • Frakturenحالت نهادی، جمع
  • Frakturenحالت اضافی، جمع
  • Frakturenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Frakturenحالت مفعولی مستقیم، جمع
منابع و ارجاع‌ها