فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

قطعه

تأییدنشده

ġet'e[qet̪ʰ.ʔé]

das Fragment جمع: die Fragmente اسم

اسم

  • قطعهġet'e[qet̪ʰ.ʔé](portion or segment of an object)تأییدنشده
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • پارچهpârče[pʰɒːɹ.t͡ʃʰé](portion or segment of an object)تأییدنشده

دستور زبانِ Fragment

اسم

جنس دستوری
das (خنثی)
حالت اضافی
des Fragmentes, des Fragments
جمع
die Fragmente
تلفظ
[fʁaˈɡmɛnt]
همهٔ صورت‌ها
  • Fragmenteحالت نهادی، جمع
  • Fragmentesحالت اضافی، مفرد
  • Fragmentsحالت اضافی، مفرد
  • Fragmenteحالت اضافی، جمع
  • Fragmenteحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Fragmentenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Fragmenteحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

von dem Buch gibt es nur noch Fragmente

از این کتاب تکه هارا باقی ماندند

منابع و ارجاع‌ها