فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پرسش‌نامه

der Fragebogen جمع: die Fragebogen, die Fragebögen اسم

اسم

  • پرسش‌نامهپُرسِشنامه(form containing a list of questions)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • نظرخواهینَظَرخواهیتأییدنشده

دستور زبانِ Fragebogen

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Fragebogens
جمع
die Fragebogen, die Fragebögen
تلفظ
[ˈfʁaːɡəˌboːɡn̩]
همهٔ صورت‌ها
  • Fragebögenحالت نهادی، جمع
  • Fragebogensحالت اضافی، مفرد
  • Fragebögenحالت اضافی، جمع
  • Fragebögenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Fragebögenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Er muss auf dem Fragebogen seinen eigenen Familienstand angeben.

او باید در پرسشنامه وضعیت تأهل خود را مشخص کند.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: kutschektar (de #7730500), cojiluc (fa #7490027), tatoeba.org
منابع و مجوزها