پرسش
porseš[pʰoɹ.séʃ]
اسم
- پرسش
- سؤال
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- مسئله
دستور زبانِ Frage
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Frage
- جمع
- die Fragen
- تلفظ
- [ˈfʁaːɡə]
همهٔ صورتها
- Fragen
- Fragen
- Fragen
- Fragen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Jede Frage hat eine Antwort.
هر پرسشی یک پاسخ دارد.
Dies ist eine interessante Frage.
این یک سوال جالب است
Ich weigere mich, eine so dumme Frage zu beantworten.
من از پاسخ دادن به چنین سوال احمقانهای امتنا میکنم.
Unangemessene Fragen führen zu unangemessenen Antworten.
سؤالهای نابجا به جوابهای نابجا هدایت میشوند.
Fragen sind die Wiege der Weisheit.
سوالات گهوارهٔ دانایی هستند.
Diese Frage mag ich.
من این سؤال را دوست دارم.
Das sind grundlegende Fragen.
اینها سؤالات اساسی هستند.
Stell mir keine blöden Fragen!
هیچ سوال احمقانهای نپرس!
Er stellt immer blöde Fragen.
او همیشه سوالهای احمقانه میپرسد.
Ich weigere mich, die Frage zu beantworten.
من از پاسخ دادن به سوالات امتنا میکنم.