عاقبت
âġebat[ʔɒː.ʁe.bǽt̪ʰ]
اسم
- عاقبت
- نتیجه
- دنباله
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- اپیزود
- پی آمد
- اثر
- بخش
- سری
- قسمت
دستور زبانِ Folge
اسم
- جنس دستوری
- die (مؤنث)
- حالت اضافی
- der Folge
- جمع
- die Folgen
- تلفظ
- [ˈfɔlɡə]
همهٔ صورتها
- Folgen
- Folgen
- Folgen
- Folgen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Die Entscheidung der Regierung hatte verheerende wirtschaftliche Folgen.
تصمیم دولت، پیامدهای اقتصادی ویرانگری داشت.
Dies kann zu nicht vorhersagbaren Folgen führen.
این میتواند به پیامدهای غیر قابل پیشبینی بیانجامد.
Folge den Sternen.
اختران را دنبال کن.
Manchmal sind die Folgen schlimmer als die Tat selber.
گاهی پیامدها بدتر از خود عمل است.
Folge niemals der Menge.
هرگز دنباله رو توده نباش.
Das könnte unbeabsichtigte Folgen haben.
این میتواند پیامدهای ناخواسته داشته باشد.
Meistens sind Autounfälle eine Folge von Schlafmangel.
اغلب تصادفات خودروها نتیجهٔ کمبود خواب است.
Jede konvergente Folge eines metrischen Raums ist auch eine Cauchyfolge. Der Raum heißt vollständig, wenn auch die Umkehrung hiervon gilt.
هر دنبالهٔٔ همگرا در یک فضای متریک یک دنبالهٔ کوشی هم است. فضا کامل نامیده میشود اگر عکس این مطلب هم برقرار باشد.
Ohne Beschränkung der Allgemeinheit kann angenommen werden, dass die Folge gegen Null konvergiert.
بدون کاسته شدن از کلیت، میتوان فرض کرد که دنباله به صفر همگرا است.
Folge den Sternen.
ستارگان را دنبال کن.