فرودگاه
forudgâh[fo.ɹuːd̪.ɡɒ́ːʰ]
اسم
- فرودگاه
- میدان هوایی
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- میدان طیاره
دستور زبانِ Flughafen
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Flughafens
- جمع
- die Flughäfen
- تلفظ
- [ˈfluːkˌhaːfn̩]
همهٔ صورتها
- Flughäfen
- Flughafens
- Flughäfen
- Flughäfen
- Flughäfen
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Der Flughafen war auf Grund des Nebels gesperrt.
فرودگاه به دلیل مه بسته شد.
Ich werde Robert vom Flughafen abholen.
من برای آوردن روبرت به فرودگاه میروم.
Ich muss meine Familie vom Flughafen abholen.
من باید بروم دنبال خانوادهام در فرودگاه.
Der Flughafen ist geschlossen.
فرودگاه بسته است.
Wo befinden sich die größten Flughäfen der Welt?
بزرگترین فرودگاه دنیا کجا قرار دارد؟
Ich werde Robert vom Flughafen abholen.
من به فرودگاه به دنبال روبرت میروم.
Wir kamen zwei Stunden vor Abflug am Flughafen an.
ما سه ساعت قبل از پرواز به فرودگاه رسیدیم.
Er war zum Flughafen gekommen, um Herrn West zu treffen.
او به فرودگاه رفته بود تا با آقای وست ملاقات کند.
Sie ließ ihr Gepäck zum Flughafen bringen.
او چمدان هایش را به فرودگاه می برد
Ich bin im Auto unterwegs zum Flughafen.
توی خودرو در راه فرودگاه هستم.