پرواز
parvâz[pʰæɹ.vɒːz]
اسم
- پرواز
ترجمههای دیگر، تأییدنشده
- پرش
دستور زبانِ Flug
اسم
- جنس دستوری
- der (مذکر)
- حالت اضافی
- des Flugs, des Fluges
- جمع
- die Flüge
- تلفظ
- [fluːk]
همهٔ صورتها
- Flüge
- Flugs
- Fluges
- Flüge
- Fluge
- Flügen
- Flüge
عبارتها و اصطلاحها
مثالها
Beobachte das Schwimmen der Fische im Wasser, und du wirst den Flug der Vögel in der Luft begreifen.
شنای ماهیان را در آب نظاره کن، و آنگاه تو پرواز پرندگان در هوا را درک خواهی کرد.
sie haben ihren Flug annuliert
آنها پروازشان را منصرف کردند
wie im Flug vergehen
چیزی مانند آنی آمد و گذشت
der Flug nach Teheran
پرواز به تهران
der Flug wurde annuliert
پرواز منصرف شد
Die Zeit vergeht wie im Flug.
زمان مثل برق میگذرد.