فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

کک

kak[kʰʲækʰʲ]

der Floh جمع: die Flöhe اسم

اسم

  • ککkakکِک[kʰʲækʰʲ](parasitic insect)(flea)iran
  • کیکkayk, keykکِیک[kʰʲejkʰʲ](parasitic insect)(flea)کهن
  • شپشšepešشِپِش[ʃe.pʰéʃ]
  • کنهkaneکَنه[kʰʲæ.né]

دستور زبانِ Floh

اسم

جنس دستوری
der (مذکر)
حالت اضافی
des Flohs, des Flohes
جمع
die Flöhe
تلفظ
[floː]
همهٔ صورت‌ها
  • Flöheحالت نهادی، جمع
  • Flohsحالت اضافی، مفرد
  • Flohesحالت اضافی، مفرد
  • Flöheحالت اضافی، جمع
  • Floheحالت مفعولی غیرمستقیم، مفرد
  • Flöhenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Flöheحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Ein Floh kann einem Löwen viel mehr zu schaffen machen als ein Löwe einem Floh.

یک کک می‌تواند یک شیر را بیشتر اذیت کند تا یک شیر کک را.

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Esperantostern (de #1529800), cojiluc (fa #10744842), tatoeba.org
منابع و مجوزها