فرهنگ آلمانی-فارسی
فارسی

پهلو

pahlu[pʰæɦ.lúː]

die Flanke جمع: die Flanken اسم

اسم

  • پهلوpahluپَهلو[pʰæɦ.lúː](flank)
ترجمه‌های دیگر، تأییدنشده
  • جناحجِناحتأییدنشده
  • پاسpâs[pʰɒːs](Zuspiel)تأییدنشده

دستور زبانِ Flanke

اسم

جنس دستوری
die (مؤنث)
حالت اضافی
der Flanke
جمع
die Flanken
تلفظ
[ˈflaŋkə]
همهٔ صورت‌ها
  • Flankenحالت نهادی، جمع
  • Flankenحالت اضافی، جمع
  • Flankenحالت مفعولی غیرمستقیم، جمع
  • Flankenحالت مفعولی مستقیم، جمع

مثال‌ها

Ich habe krampfartige Schmerzen in der Flanke

درد متناوب دارم

منابع و ارجاع‌ها
  1. ۱: Refugee Phrasebook (refugeephrasebook.de)
منابع و مجوزها